خانه وبلاگ
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
افسانه
آرشیو وبلاگ
فروردین ۸٩
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
لینک دوستان
شکلات تلخ
در جستجوی دريائی بزرگتر...
آلما خانوم جان
داروخانه شبانه روزی
برگی از دفترچه ايام
من او
مردخاکستری
آريو برزن
موناليزا
تو را من چشم در راهم
بانوانه
عکس های سرزمين خورشيد
عينالی
مترسک خيابان پنجم
زندگی خوب و بدش به کام ماست
پرواز
شخص ثالث
پیامبران کاغذی
داروساز ناخواسته !!
حر فهای برادر علی
دوراه قپون
جاده نمناک
دوران حکومت عشق
قالب وبلاگ
اخبار فناوری اطلاعات
تفريحات اينترنتي
دوستیابی سالم
طراحی وب
فروشگاه اینترنتی
طرفداران پرشین بلاگ
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
لینک داغ
توفان
توفان امروز عصر تهران ( که بالاخره نمیدونم سرعت توفان 126 کیلومتر در ساعت بود یا 90 کیلومتر در ساعت – راست و دروغش با خودشون ) ، من خیلی غافلگیر کننده توی خیابون بودم ، بدون کوچکترین تجهیزاتی ! جالبیش این بود که 5 دقیقه قبلش که بادی بود و نم نم بارونی و بوی بهار،به یه دوست sms زدم که:
هوارو داری ، شدیدا دونفره است !
حالا به این هم کاری نداریم . حرف من اینه که در شرایط امروز که چند اصله درخت سقوط کرد و چندین کابل برق قطع شده بود و چند تا ماشین خسارت دید و مردم به دنبال سر پناه و تاکسی میدویدند و شال و روسری و مانتو و چتر وهرچی که فکرشو بکنی ، به هوا پرواز میکرد ، (که صدالبته به اینها هم کاری نداریم ) ،یک فقره مینی بوس گشت ارشاد همراه با سه تا ماشین پلیس نبش میدوون ولیعصر پارک کرده بودند و چندتا آقای پلیس کنار ماشین ها ، چند تا خواهر ارشادگر جنب بازار کیش میدون ولیعصر ایستاده بودند . و من در حالیکه با یه دست مانتوم رو، با یه دست شالم رو ، با یه دست کیفم رو، با یه دست خودم رو ! چسبیده بودم که پرواز نکنم ،آسته آسته ، از کنار خواهران گذشتم و هرچی فکر کردم نفهمیدم که جنس پوشش این خواهران ارشاد گر از چی بود که باد و توفان بر آن بی اثر بود!
من ميدويدم و فکر ميکردم ، کاش ميشد تا موقع قطع باروون ، توی اون مينی بوس کذائی می نشستم !من از اون خواهران که بزرگواری کردند و منو به داخل مينی بوس دعوت نکردند تشکر ميکنم !