منطقه امن

 

توفان

توفان امروز عصر تهران ( که بالاخره نمیدونم سرعت  توفان 126 کیلومتر در ساعت بود یا 90 کیلومتر در ساعت – راست و دروغش با خودشون )  ، من خیلی غافلگیر کننده توی خیابون بودم ، بدون کوچکترین تجهیزاتی ! جالبیش این بود که 5 دقیقه قبلش که بادی بود و نم نم بارونی  و بوی  بهار،به یه دوست sms زدم که:

              هوارو داری ، شدیدا دونفره است !

 جاتون خالی، فکر کنم ، پیغام من به دوست نرسیده بود که توفان شروع شد.

حالا به این هم کاری نداریم . حرف من اینه که  در شرایط امروز که چند اصله درخت سقوط کرد و چندین کابل برق قطع شده بود و چند تا ماشین خسارت دید و مردم  به دنبال سر پناه و تاکسی میدویدند و شال و روسری و مانتو و چتر  وهرچی که فکرشو بکنی ، به هوا پرواز میکرد ، (که صدالبته به اینها هم کاری نداریم )  ،یک فقره مینی بوس گشت ارشاد همراه با سه تا ماشین پلیس نبش میدوون ولیعصر پارک کرده بودند و چندتا آقای پلیس کنار ماشین ها ، چند تا خواهر ارشادگر جنب بازار کیش میدون ولیعصر ایستاده بودند . و من در حالیکه با یه دست مانتوم رو، با یه دست شالم رو ، با یه دست کیفم رو، با یه دست خودم رو ! چسبیده بودم که پرواز نکنم ،آسته آسته ، از کنار خواهران گذشتم  و هرچی فکر کردم  نفهمیدم که  جنس پوشش این خواهران ارشاد گر از چی بود که باد و توفان بر  آن بی اثر بود!

من ميدويدم و فکر ميکردم ، کاش ميشد تا موقع قطع باروون ، توی اون مينی بوس کذائی می نشستم !من از اون خواهران که بزرگواری کردند و منو به داخل مينی بوس دعوت نکردند تشکر ميکنم !

 البته همینجا جا داره که من از پلیس هم تشکر کنم ، آخه  وقتی پلیس ، جلوی ماشین آدم رو میگیره ، آدم در یه لحظه قاطی میکنه که ، کمربند نبسته ، زوج و فرد رو قاطی کرده ، آمده توی محدوده طرح ترافیک ، یا اینکه رنگ روژ لب و روسریمون طبق شئونات نیست !

 و البته همینجا از شرکت مخابرات هم  تشکر میکنم ، که علیرغم توفان امروز سرویس دهی sms بسیار عالی بود ، دوست من بلافاصله smsرو دریافت کرد ولی ساعت 10 شب به من جواب داد ؛ آخه مثل این که  بنظر اون هم هوا شدیدا دونفره بود !

 

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸٦ - افسانه